سيد علاء الدين محمد گلستانه

380

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

و آن كه بعضى از اغنيا ، مال حرام را در مصارف خير صرف مىنمايند ، معصيتى ديگر است و لايق به « 1 » چنين توانگرىاى ، مذلّت و ندامت است ، نه تكبّر و تفاخر . [ ج . منصب ، سلطنت و قدرت ] ديگر از اسباب تكبّر - كه اعظم اسباب است - ، منصب و اعتبار و تسلّط بر مردم و قدرت بر گرفتن اموال و قتل نفوس و مرجع خلايق بودن است ، و چون آثارى كه بر تكبّر اين طايفه مترتّب مىشود و مفاسد تكبّر ايشان ، بيشتر از ديگران است از آن جهت كه رجوع مردم به ايشان ، بيشتر و قدرتشان بر اهانت [ به ] خلايق ، زياده از باقىِ اصناف متكبّران است و مردم [ را ] چاره‌اى نيست در تحمّل تكبّر و استحقار از ايشان ، از اين جهت ، شيطان در فريب و اغواى ايشان ، بيشتر سعى مىنمايد و نشأ غرورى كه لازمهء تسلّط و اعتبارات است ، مانند مستى كه از لوازم خوردن شراب است ، مؤيّد نفس امّاره و شيطان گرديده ، تكبّر ، بعضى از ايشان را كه عقلشان در مرتبهء كمال نباشد و به صفت تواضع و فروتنى ذاتى موصوف نباشند ، به حدّى مىرساند كه ساير ناس در نظر ايشان ، از قبيل وحوش و حشرات مىشوند و از تكرار ظلم و اعمال قبيحه و پرورش يافتن به لقمه‌هاى حرام « 2 » كه غالباً مَناصب دنيا خالى از آنها نمىباشد ، دل‌هاى ايشان را قساوتى عظيم ، فرو مىگيرد كه كُشتن نفوس محترمه پيش ايشان ، از كشتن گوسفند ، امتيازى ندارد ، و چون غالب اوقات ، ارباب اعتبارات ، غنى و توانگر مىباشند و بعضى از ايشان ، اصل و نَسَبى هم مىدارند ، دو نوع تكبّر [ ى ] كه مذكور شد با تكبّر اعتبار ، مُنضم گرديده ، مانند « ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ » ، « 3 » قساوت ايشان در غايتِ شدّت مىشود و هميشه طالب آن مىباشند كه هر چه كنند ، مردم ، ايشان را تحسين كنند ، و بر افعالى كه قُبحش در كمال ظهور باشد ، هر گاه مرتكب آنها شوند ، چشمداشتِ ستايش مىدارند ، و اگر كسى موافق حق سخن گويد يا تحسين ننمايد ، از نظر مىاندازند و در دل با او دشمن مىشوند ، و جمعى كه مخالف حق و موافق مقصود ايشان گويند و قبائح اعمال ايشان را به صورت‌هاى خوب ، جلوه دهند و تحسين‌هاى بى جا مىنمايند ، در دل ايشان ، جا مىكنند و از خواصّ خود مىدانند و به اين معنى متفطّن نمىشوند كه چنين مردم كه افعال و اقوالشان تابع حق و راستى نباشد ، بر ايشان اعتمادى نيست و اگر لباس مستعار منصب و اعتبار كه در بَر ايشان است ،

--> ( 1 ) . الف : - « به » . ( 2 ) . الف : - « حرام » . ( 3 ) . سورهء نور ، آيهء 40 .